تبلیغات شما اینجا تعمیرات موبایل فروش جوجه بوقلمون تور آنتالیا خرید بک لینک ارزان چت روم PayPal Money Adder
بستن تبلیغات [X]
☺ترجمه متن های عربی هشتم☺
 
☺ترجمه متن های عربی هشتم☺
درباره وبلاگ


این وبلاگ برای کمک به بچه هایی است که حوصله ی ترجمه عربی ندارن.


باتشکر مدیر وبلاگ
حسین شفاعتی
آرشيو وبلاگ
پنجشنبه 3 دی 1394 :: 0:28 ::  نويسنده : حسین شفاعتی ::  تعداد بازدید : 495

اسرین دانش آموزی در کلاس دوم متوسطه است.او از سنندج به تهران آمد.

او دانش آموز جدیدی در مدرسه است و به مدت دو هفته تنها ماند.(بدون دوست بود)

در هفته سوم در روز شنبه یکی از همشاگردی هایش به نام آیلار پیش او آمد و با او در حیاط مدرسه شروع به گفتگو کرد.

گفتگو بین دو دانش آموز آیلار و اسرین

-حالت چطور است؟

-سپاس و ستایش از آن خداست.به خوبی . تو چطوری؟

-من خوبم . اسمت چیست؟

-اسم من اسرین است.

-اسم زیبایی است.معنی آن چیست؟

-اسرین به کردی به معنای اشک است. اسم تو چیست؟

-اسم من آیلار است.

-معنی اسمت چیست؟

-آیلار به ترکی به معنی ماه هاست .

-اسم زیبایی است و معنی اش همچنین زیباست.

-تو از کدام شهر هستی؟

-من از سنندج هستم.آیا تو تهرانی هستی؟

-نه من تبریزی ام و ساکن اینجا هستم.

-پس تو هم همچنین مثل من هستی.

-برای چه به تهرا ن آمدید؟

-چون پدرم در ماموریت اداری است.

-ماموریت پدرت چند سال است؟

-دو سال

-خانه شما کجاست؟

-در میدان خراسان

-عجیب است. خانه ما نیز آنجاست.

-آیا راست می گویی؟

-بله .البتّه . کی آمدید؟

-یک ماه پیش آمدیم.

-پس ما دو هم شاگردی و دو همسایه هستیم.

-پس چگونه تو را تا به حال ندیده ام ؟

-عجیب است. شغل پدرت چیست؟

-او مهندس کامپیوتر است.

-آیا به خانه ی ما می آیید؟

-با کمال میل

-کی؟

-بعد از این که پدرم اجازه دهد و مادرم قبول کند.

-و آیا پدرت می آید؟ و آیا مادرت می آید؟

-اگر خدا بخواهد . از آنها خواهم پرسید.


پنجشنبه 3 دی 1394 :: 0:27 ::  نويسنده : حسین شفاعتی ::  تعداد بازدید : 355

تجربه جدید:

اسب کوچکی با مادرش در روستایی بود.مادر اسب به پسرش گفت : ما با انسان زندگی می کنیم و به او خدمت می کنیم . بنابر این از تو می خواهم که این کیف را به روستای کناری ببری.

او کیف را برمی دارد و به روستای کناری می رود.

در رراهش رود خانه ای را می بیند.اسب می ترسد و از گاو ماده ایستاده در کنار رودخانه می پرسد: آیا قادر به به عبور هستم؟

گاو ماده می گوید: بله.رودخانه عمیق نیست.

سنجاب سخن آن دو را می شنود و می گوید: نه . ای اسب کوچک تو در آب غرق خواهی شد . این نهر بسیار کوچک است. تو باید برگردی. آیا می فهمی؟

اسب پسر سخن دو حیوان را می شنود و با خود می گوید: چه کنم ای خدای من؟

پس به سوی مادرش بر می گردد و به دنبال راه حل می گردد.

مادر از او می پرسد: برای چه برگشتی؟

اسب قصه را شرح می دهد و مادر سخنش را می شنود.مادر از پسرش می پرسد:نظر تو چیست؟آیا قادر به عبور هستی یا نه؟ چه کسی راست می گوید؟ و چه کسی دروغ می گوید؟

اسب کوچک به سوالش جواب نداد.اما پس از 2 دقیقه گفت:گاو ماده راست می گوید و سنجاب نیز همچنین راست می گوید.گاو ماده بزرگ است و سنجاب کوچک است.هریک از آنها نظرش را می گوید.موضوع را فهمیدم.

اسب کوچک سخن مادرش را فهمید و به رودخانه رفت و مشاهده کرد که سنجاب و گاو ماده مشغول به ستیز هستند.

گاو ماده : من راست می گویم و تو دروغ می گویی.

سنجاب:نه. من راست می گویم و تو دروغ می گویی.

اسب به آسانی از رودخانه عبور کرد و سپس برگشت و برای تجربه جدید خوشحال شد.

ساعتی تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.


پنجشنبه 3 دی 1394 :: 0:26 ::  نويسنده : حسین شفاعتی ::  تعداد بازدید : 305

شغل تو در آینده

معلم داخل کلاس شد و گفت : درس امروز درباره شغل آینده است.

پس پرسید:چه شغلی را دوست داری؟

صادق: من کشاورزی را دوست دارم . زیرا آن عمل مهمی برای پشرفت شهرهاست.

ناصر:من فروش کتاب ها را دوست دارم . زیرا کتاب ها گنجند و رسول خدا(ص) درباره اش گفت:کتاب ها باغ های دانشمندان هستند.

قاسم : مخترعی خواهم شد و تلفن همراه جدیدی خواهم ساخت.

منصور : من ورزش را دوست دارم . من بازیکن ممتازی در فوتبال هستم.

امین:من چشم پزشکی را دوست دارم . پزشکی برای خدمت به مردم خواهم شد.

دانش آموزان نام بردند صاحبان شغل ها را مانند :معلم و نانوا و پلیس و شیرینی فروش وفروشنده و پرستار و آهنگر و غیره.

معلم:هدف شما از انتخاب شغل چیست؟

عارف : خدمت به مردم زیرا هریک از ما به دیگران نیاز داریم.

معلم : کدام شغل مهم است؟

حامد : هرشغلی مهم است و کشور به همه شغل ها نیاز دارد.

معلم : ما باید به هم شغل ها احترام بگذاریم.

رسول خدا (ص) گفت: بهترین مردم سودمندترین آنها برای مردم است.


1394/10/3 :: 0:23 ::  نويسنده : حسین شفاعتی ::  تعداد بازدید : 546

اهمیت زبان عربی :

سپاس و ستایش از آن پروردگار جهانیان است. زیرا ما موفق شدیم در سال قبل و قادر به خواندن عبارت ها و متن های عربی آسان هستیم.

عربی زبان دین ماست و ما به یادگرفتن آن نیاز داریم.زیرا زبان فارسی با آن مخلوط است بسیار.

قطعا زبان عربی از زبان های بین المللی است.

قرآن و احادیث به زبان عربی آشکار است.

جهان اسلامی:

عربی از زبان های رسمی در سازمان ملل متحد است.

ایرانیان به زبان عربی خدمت بسیار کردند. فیروزآبادی واژه نامه ای در زبان عربی نوشت که اسم آن « القاموس المحیط » و سیبویه اولین کتاب کامل در قواعد زبان عربی را نوشت که اسم آن « کتاب» است.

بیشتر اسامی پسران و دختران در جهان اسلامی عربی است.

کلمات عربی در زبان فارسی بسیارند و این به خاطر ایرانیان به زبان قرآن است.

من معنی کلمات زیادی را می دانم و همه کلمات سال قبل را به یاد می آورم و قادر به خواندن متن های ساده هستم .

آمد در داستان ها : علم در کوچکی مانند نقش در سنگ است.

ای برادر من ! آیا تو نیز همچنین مهنی کلمات سال قبل را می دانی؟

ای خواهر من ! آیا تو معنی احادیث و آیات آسان را می فهمی؟


پنجشنبه 3 دی 1394 :: 0:19 ::  نويسنده : حسین شفاعتی ::  تعداد بازدید : 244

سلام بر شما ای دانش آموزان!

به کلاس هشتم خوش آمدید.

حالتان چطور است؟

سال تحصیلی جدید مبارک باشد.

سپاس و ستایش از آن خداست زیرا شما قادر به فهمیدن عبارات ساده هستید.


پیوندهای روزانه
آمار
  • افراد آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 4
  • بازدید دیروز : 90
  • بازدید این هفته : 573
  • بازدید این ماه : 4735
  • بازدید امسال : 14367
  • بازدید کل : 39772
  • تعداد پست ها : 5
  • تعداد نظرات : 41


 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت : LINEBLOG.COM